فوود توريست كيست!

 

اگر شما هم از آن دسته افرادي هستيد كه وقت بستن بار و بنه سفر، چند كنسرو لوبيا و قارچ هم كنار كفش و لباسهايتان جاساز ميكنيد و يك بسته نان لواش هم ته چمدان ميخوابانيد، احتمالا يا بهخاطر آيندهنگري و حفظ آمادگي براي قرار گرفتن در موقعيتهاي اضطراري است كه كار خوبي ميكنيد و يا براي كم كردن هزينههاي سفر است كه اين هم فكر خيلي درستي براي يك گردشگر است. يا حتي فكر ميكنيد غذاهاي شهر و كشور مقصد با ذائقهتان ناسازگار است و شايد مطابق با اعتقادات شما نيست. همه اين موارد، كاملا درست، منطقي و قابل احترام هستند و هيچ بحثي در اين مورد نداريم اما هيچ فردي وجود ندارد يا بهتر بگويم، حداقل من تا به حال نديدهام، كه با وجود دارا بودن يك يا چند دليل از دلايل بالا، باز هم يكي از مهمترين خاطرههايش، رفتن به رستوران مشهور فلان كشور، خريد سبزي و ادويه و ميوه از بازار محلي آن شهر، ساندويچ خوردن در يك فستفود زنجيرهاي، نوشيدن كوكتلِ آب ميوههاي محلي در كافههاي مركز شهر و يا خريدن بستني و پيراشكي و ... از دكهها و چرخدستيهاي كنار خيابان نباشد.

خوردن و آشاميدن، به هر حال و هميشه جزو مهمترين لذتهاي سفر يك توريست است اما اگر تبديل به انگيزه و هدف ِ اصلي آن فرد از سفرش شود، آنوقت، تبديل به "فوود توريسم" شده است.

 

  اميد شريف، كارشناس فوود توريسم گردشگريِ خوراك و نوشيدني 

 

 

 

وقتي يك توريست يا گردشگر، سفر خود را اساسا با هدف آشنايي و چشيدن خوراكي‌ها و نوشيدني‌هاي مناطق و شهرها و كشورهاي مختلف برنامه‌ريزي و آغاز كند، آن گردشگر، فوود توريست يا گردشگر خوراك و نوشيدني ناميده مي‌شود.

البته گردشگري خوراك و نوشيدني سابقه چنداني در دنيا ندارد و به اوايل قرن بيستم و زماني باز مي‌گردد كه "اريک ولف" مدير اتحاديه بين‌المللي توريسم و غذا، عبارت  «گردشگري خوراک و پختني‌ها» را براي نخستين بار در مقاله‌اي به كار برد.

فوود توريسم، همچنين از نقطه ديدي ديگر، گسترده‌ترين نوع گردشگري است. چراكه در ساير انواع توريسم مانند گردشگري طبيعت (صعود از اورست يا كليمانجارو)، گردشگري ورزشي (المپيك يا جام جهاني)، گردشگري درماني (هتل هاي اِسپا و آب هاي معدني) و گردشگري هنري (جشنواره‌هاي سينمايي يا نمايشگاه‌هاي كتاب و بينال‌هاي نقاشي) معمولا زمان و فصل‌هاي خاصي كه مناسب آن هدفِ سفر نباشند محدودكننده هستند، اما گردشگري خوراك و نوشيدني به مكان و زمان خاصي محدود نمي‌شود.

خوردن و آشاميدن اصلي‌ترين نياز بشر است و تنوع و گوناگوني مشابه آن نيز، در هيچ نياز بشري ديگري وجود ندارد. اين حوزه، همواره نيز در حال زايش و نوآوري و تغيير و رشد و حركت به جلو و حتي بازگشت به گذشته و ميل به ريشه‌هاي فرهنگي و سرزميني و تمدني است و در عين حال به‌شدت به سليقه افراد و روحيات و ژنتيك و خرده فرهنگ‌ها وابسته است. در شرايطي كه به‌طور مثال به تعداد آدم‌هاي روي زمين سَبك و روش براي درست كردن املت تخم‌مرغ وجود دارد و هر كسي هم معتقد است املت به روش او بهترين مزه و نتيجه را دارد، هيچ فوود توريستي حتي حرفه‌اي‌ترين‌ها، مدعي رسيدن به قله اين مقوله و يا حتي نزديك به آن نخواهد بود.

بنابراين بازار اين نوع از گردشگري نه تنها هيچ وقت اشباع نخواهد شد بلكه به هر تعداد هم كه وارد بازار عرضه و تقاضا در آن شوند باز هم فضاي خالي بسياري وجود خواهد داشت.

در دنياي آينده‌اي نه چندان دور كه از حالا نيز آغاز شده، هر فردي، هم يك فوود توريست خواهد بود و هم در عين حال، خودِ او (خوراكي‌ها و نوشيدني‌هاي متعلق به فرهنگ و آداب و رسوم و شهر و كشور او) يك جاذبه گردشگري براي ديگر فوود توريست‌ها خواهد بود.

فود توريسم يا گردشگري خوراك و نوشيدني، همچنين يک فعاليت جمعيِ جامع و كامل براي جوامع است چون شامل حيطه‌هاي بسياري، از جمله فعاليت همه فروشگاه‌هاي خرد و كلان انواع مواد خوراكي و نوشيدني و هتل‌ها و رستوران‌ها و كافه‌ها و ... شده و هر صنف و شغل و هر فردي که به هر شکلي با خوراك و نوشيدني سروکار دارد، بخشي  از اين صنعت محسوب مي‌شود.

اما نكته مهم كه بايد در اين ميان حتما مورد توجه قرار بگيرد، دچار نشدن به يك خطاي ديد مهم درباره فود توريسم است .چرا كه بارها پيش آمده حتي در جمع‌هايي تخصصي مثل كلاس‌هاي توجيهي براي هتل‌ها و كافه‌داران و رستوران‌داران و يا جلسات مشاوره براي تورگردانان و آژانس‌هاي توريستي، كه افراد آشنا به صنعت خوراك و نوشيدني هستند و خود، دست‌اندركار با سابقه در صنعت گردشگري و توريسم بوده‌اند، از "فوود توريسم" حرف زده‌ام و برخي حاضرين براي ذكر مثال در اين باره و يا واقف نشان دادن خود به موضوع، از جذابيت‌هاي توريستي رفتن به فلان چلوكبابي در حومه شهر يا خوردن معجون در آن سر شهر و ... گفته‌اند تا به زعم خودشان مصداق‌هايي باشد بر اين موضوع كه تا چه اندازه افراد جامعه در زندگي روزمره، رفتار فوود توريست گونه از خود نشان داده و مي‌دهند بدون آنكه بدانند نامش اين بوده است. اما اين دوستان يا فراموش مي‌كنند يا نمي‌دانند و تازه پس از شنيدن توضيحات در آن جلسات درمي‌يابند كه به‌طور مثال، مطابق با تعريف علمي گردشگري و توريسم، فقط به شخصي گردشگر يا توريست گفته مي‌شود كه از محل زندگي خود، به شهري ديگر يا كشوري ديگر برود و حداقل يك شب و حداكثر يك سال در آنجا بماند و هدفش نيز، تحصيل يا كسب درآمد نباشد. بنابراين رفتن به هر جايي و مكاني براي خوردن و آشاميدن، اما بدون دارا بودن شرايط زماني و انگيزه‌اي مذكور كه ذكر تمام دلايل آن در اين مطلب مقدور نيست، نمي‌تواند و نبايد فوود توريسم نام بگيرد.

همچنين در آخر بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه تحقيق تخصصي در مورد خوراك و نوشيدني‌هاي مناطق مختلف توسط محققان و پژوهشگران غذايي و نوشيدني (گورمت) نيز (با فرض رعايت شرايط توريست محسوب شدن)، تنها شاخه کوچکي از صنعت فوود توريسم به شمار مي‌روند، چراكه اصالت اين عنوان و شاخه گردشگري (فوود توريسم) به آن است كه فرد يا افرادِ به دنبال تجربه كردن خوراك‌ها و نوشيدني‌ها، در درجه اول (به عنوان شرط لازم) بايد داراي مشخصات و تعريف و ويژگي‌هاي فوود توريست ناميده شدن باشد و نه يك مشتري و علاقمند امتحان كردن مكان‌هاي جديد و يا يك خبره خوراكي‌ها و نوشيدني‌ها كه صبح به شهر كناري مي‌روند تا دم نوش و شيريني خاص آنجا را تجربه و يا تجزيه تحليل كند و عصر به شهر خود باز گردد و يا اكوتوريستي كه حالا در سفر خود براي ديدن آن شهر يا كشور، بدش نمي‌آيد در مواقع گرسنگي، چند تا از خوراك‌ها و نوشيدني‌هاي آنجا را هم امتحان كند!

در مطالب بعدي به رابطه فوود توريسم با ساير شاخه‌هاي گردشگري، ديپلماسي خوراكي، دلايل رواج اصطلاح شكم‌گردي، تشريفات و فرهنگ غذايي اقوام و ملت‌ها، ارتباط گردشگري ماجراجويانه با غذا، نقشه جهاني و جغرافياي خوراكي، آداب فوود توريسم و ... خواهيم پرداخت.