پذيرايـي در کريسمـس

 

 

غذاهايي که در روزهاي پاياني و آغازين سال خورده ميشوند، هر کدام بر پايه رسم و رسوماتي هستند. در اکثر فرهنگها، غذاهايي که در روز تحويل سال نو خورده ميشوند، ريشه و فلسفه در ثروت و موفقيت دارند. اين غذاها بستگي به فرهنگهاي مختلف، متفاوت است. زمينه و ترکيب رنگها، مواد تشکيلدهنده و دستور پخت خاص و غيره که هر کدام به موضوعي خاص اشاره ميکنند. رنگ سبز که نشان از زندگي دارد، وجود طلا و سکه در غذا که نماد پول و ثروت هستند و ...

 

  ميثم مهدياني خطبهسرا

کارشناس ارشد گردشگري

 

   خوردن براي شانس

در جاي جاي دنيا به روزهاي آغازين سال جديد که نزديک مي‌شوند، مردم براي سال آينده برنامه‌ريزي مي‌کنند و در تلاش براي برگزار کردن اين جشن به بهترين وجه ممکن هستند. شعار آنها "خوردن و نوشيدن به افتخار کسب شانس" است. آنها براي خوردن غذاهاي ويژه که بر اساس سنتشان است، لحظه شماري مي‌کنند. اين غذاها قرار است براي آنها موفقيت و شانس به ارمغان بياورد. افراد در طول تاريخ همواره غذاهاي خاصي را در روز آغاز سال نو خورده‌اند، که همه به اميد به دست آوردن ثروت، عشق، شانس و هر چيز خوب و خوش يمن در طول سال آينده بوده است.

 

  سه قلوهاي همبرگري!

خوش‌شانس بودن همبرگر بارها مورد توجه قرار گرفته است. چندي پيش در صفحات رسانه‌هاي مجازي خبري شگفت‌انگيز نظر مرا به خود جلب کرد. زني انگليسي به دليل مشکل نازايي بارها به پزشک‌هاي مختلف مراجعه کرده بود و از همه جواب منفي شنيده بود. تا اينکه به توصيه پزشکان براي اينکه به صورت طبيعي حامله شود، عمل کرد. مي‌دانيد نسخه‌ پزشکان اين زن نااميد چه بود؟ خوردن روزانه‌ يک عدد همبرگر! اين زن انگليسي به اين توصيه پزشکان عمل کرد و بعد از ده سال تلاش بي‌وقفه و چاق شدن بيش از حد، سه قلو حامله شد! اين داستان‌ها همواره وجود داشته است اما نتوانسته به صورت رسم و آييني هميشگي تبديل شده و بساط خوردن همبرگر بر سر سفره‌هاي کريسمس و آغاز سال نو همواره به راه باشد.

 

  مرغ و ماکيان هرگز!

اما واقعيت جالب ديگر در مورد مرغ است. بسياري فکر مي‌کنند خوردن مرغ و ماکيان مانند بوقلمون و غاز در روز سال نو نحس بوده و باعث بدشانسي آنها در طول سال بعد خواهد شد. دليل؟ چون اين موجودات به هنگام جستجو براي غذا، زمين را به سمت عقب مي‌خراشند و چه کسي است که بخواهد به سمت عقب حرکت کند؟!

 

  کيکهاي سکهاي

اما در اين ميان بعضي کيک‌ها و نحوه‌ پختشان نيز بسيار جالب است. همه‌ سنت‌ها و آداب و رسوم غذايي مردم را خوردن غذاي مفصل فرا نمي‌خوانند. در بعضي از فرهنگ‌ها شيريني و کيک مسئوليت کوبيدن درب بخت و اقبال را به عهده مي‌گيرد. در نيويورک، مهاجران هلندي هنوز هم نوعي کيک سکه‌دار مي‌پزند! اشتباه نکنيد، اين يک رسپي مخصوص نيست. اين کيک، يک کيک ويژه است که در حين پختن يک سکه درون آن مي‌اندازند که در آن پخته ‌شود. چنين کيکي در يونان هم پخته مي‌شود که در جشن روز سنت باسيل و سال نو خورده مي‌شود. داستان از وقتي شروع مي‌شود که کيک سر سفره مي‌آيد. بزرگتر خانواده کيک را تقسيم مي‌کند. خوش‌شانس ترين فرد که بخت با او يار باشد، سکه‌ در تکه‌ او قرار دارد. اين فرد در سال آينده همواره منتظر خبري خوب و اميدوارکننده خواهد بود.

 

  حلقه سال نو

در بسياري از فرهنگ‌ها، غذاها يا کيک‌هايي که شانس‌آور هستند، گرد و يا به شکل حلقه پخته مي‌شوند. اين گرد بودن به معني اين است که سال تکميل شده است. لوبياي چشم بلبلي نيز چون گرد است و شبيه کره زمين، طي قرن‌هاي گذشته به اين رسوم اضافه شده است. اين لوبياها در ترکيب با انواع رنگي خود، باعث خوشرنگتر شدن سفره تحويل سال نو مي‌شوند.

 

  عدسهاي بابرکت

از ديد مردم برزيل اما هيچ کدام از اين غذاها نماد و نشانه‌ ثروت نيست. آنها به گوشت و کيک و شيريني اعتقادي ندارند. غذايي که خوردن آن برکت دارد و باعث افزايش ثروت و مال مي‌شود، عدس است. سوپ عدس و عدس پلو از غذاهاي مرسوم ايام تحويل سال بر سر سفره‌هاي مردم برزيل است.  ايتاليايي‌ها نيز همانند برزيلي‌ها علاوه بر غذاهاي مرسوم، براي عدس نيز احترام خاصي قائل هستند. همواره در تزئين غذاها از آن استفاده مي‌کنند. دليل ديگر محبوبيت يافتن عدس، افسانه‌هاي روم باستان است که معتقد بودند عدس، ارواح شيطاني يا خبيثه را از محل زندگيتان دور مي‌کند.

 

  12 حبه انگور

مردم پرتقال نيز فرهنگ جالبي دارند. همين که ثانيه شمار ساعت به صفر رسيد و وارد سال نو شدند بدون شک بايد در دست هر کسي 12 حبه انگور يا کشمش باشد. زيرا رسم است که هر کسي اين 12 حبه انگور را بخورد، در 12 ماه سال آينده، زندگي پر رونق و پر از شانسي را خواهد داشت. رسم مقدس خوردن 12 حبه‌ انگور در اسپانيا نيز وجود دارد. اين انگورها قبل از نيمه شب خورده مي‌شوند، هر يک عدد حبه با هر يک صداي عقربه‌ ثانيه شمار خورده مي‌شود. يعني 12 ثانيه مانده به نيمه شب و آغاز سال نو، بايد خوردن حبه‌ها شروع شود. هر کس که بتواند تمام حبه‌ها با موفقيت به اتمام برساند، سال بعد ستاره‌ اقبالش خواهد درخشيد.

 

  طلسم خوردني

چه لحظه تحويل سال نو در شب اول ژانويه باشد يا در بعضي فرهنگ‌ها در دسامبر يا اکتبر و چه مانند برخي کشورهاي آسيايي در ميانه زمستان باشد، غذاهايي که خورده مي‌شوند در حکم طلسم خوردني هستند! به عبارت ديگر با خوردن آنها شادي و شانس و ثروت در سال بعد متعلق به خورنده خواهد بود. حالا اين طلسم و رسم در هر جا شکل مخصوص به خود را دارد. در پرو مردم معتقدند خوردن غذاهاي طلايي رنگ در روزهاي مقدس باعث پر پول و سکه شدن جيبشان مي‌شود. در چين نيز کوفته‌هايي مي‌سازند که با کمک ادويه‌جات به رنگ طلايي در مي‌آيند و خوردنشان نماد آوردن پول و ثروت به زندگي است. ماهي نيز در ميان غذاها، اغلب به عنوان غذايي که شانس مي‌آورد، محسوب مي‌گردد. در چين، ماهي غذاي مرسوم در شب تحويل سال است. البته يک ماهي کامل بايد پخته شود و به صورت کامل سر سفره آورده شود. مردم شمال غرب آمريکا نيز، به خوردن ماهي قزل‌آلا اعتقاد دارند.

 

  خوردن سبزي دلاري رنگ

در آمريکاي جنوبي، به لوبياي چشم بلبلي، سبزيجات نيز اضافه مي‌شود. دليلش هم کاملا واضح است. رنگ سبز موجود در سبزيجات نماد و نشان دلار و لوبياي چشم بلبلي، نماد سکه‌ است. در غذاي تهيه شده از عدس و لوبياي چشم بلبلي نيز همانند کيک‌هاي سکه‌دار، يک سکه‌ نقره‌اي پنهان مي‌کنند تا نصيب هر کس که شد، کل سال بعد را با خوش‌شانسي و ثروت سپري کند.

 

  باز کردن درب خانه به روي ميهمان

سال نو و جشن‌هايي که همزمان با آن برگزار مي‌شود بستگي به محل برگزاري، متفاوت است. مثلا در آمريکا به دليل وجود فرهنگ‌ها و اقوام گوناگون، اين جشن از جمله جشن‌هاي چند فرهنگي محسوب مي‌شود. چون در آن هر قوميتي رسم و رسومات خود را اجرا مي‌کند و به نحوه‌ سنتي و مرسوم در کشور خود، آن را گرامي مي‌دارد. اما نکته‌ قابل توجه وجود يک يا چند غذا در هر فرهنگ است که مردمان آن به تقليد از اجداد و نياکان و يا به دستور آنها، معتقد به خوردن آنها هستند. هيچ غذاي مشخص و مجزايي نيست که به تنهايي نماد سال نو و کريسمس باشد. چرا که آن غذا ممکن است در بقيه‌ ايام سال نيز طبخ شده و خورده شود، ولي قداست و احترام شب کريسمس يا تحويل سال نو را نداشته باشد. در قرن 17 مهاجران آلماني ساکن در هادسون ريور رسم جالبي را اجرا مي‌کردند. اين رسم که مشهور به "باز کردن خانه" بود باعث نزديکي و دوستي بيشتر مي‌شد. در اين رسم مردهاي محله جمع مي‌شدند و به خانه‌ دوست و همسايه مي‌رفتند و از اين خانه به آن خانه رفته رفته تعدادشان نيز بيشتر مي‌شد در حاليکه همسران و يا مادرانشان در خانه مي‌ماندند و به آشپزي مشغول مي‌شدند تا براي پذيرايي آماده باشند. اين رسم بعدها به اروپا هم انتقال يافت و تا اوايل قرن 19 ادامه داشت. مردم ژاپن نيز اين جشن را پسنديده و اجرا کردند. در قرون 18 و 19 مردم فرانسه و انگليس، تا 12 روز جشن مي‌گرفتند. يعني کشور تا 12 روز رنگ و بوي شب عيد را داشت و عملا تعطيل مي‌شد. در تمام اين جشن‌ها هم مواد غذايي سهم زيادي در گرم کردن محافل داشتند. چه به نيت بازشدن بخت و اقبال، چه به نيت دور کردن شيطان و ارواح خبيث.

مردم آمريکا در زمان‌هاي قبل از انقلاب صنعتي، بسيار ساده‌تر بودند. منوي غذاي ايام تحويل سال شامل غذاهاي ساده و خانگي مي‌شد و تمرکز بيشتر بر روي دور هم جمع شدن بود. تمام اعضاي خانواده بايد شام را با هم مي‌خوردند و با هم جشن مي‌گرفتند. بعد از انقلاب صنعتي، مناطق شهري رشد کردند و وسعتشان از مناطق روستايي بيشتر شد و فرهنگ نيز به طبع آن تغيير کرد. ميهماني‌هاي باشکوه، دکوراسيون‌هاي مجلل، پذيرايي‌هاي تئاتر گونه و نمايشي، غذاهاي پيچيده و متنوع و ميزهاي رنگارنگ جزئي لاينفک از فرهنگ‌ها و رسوم شد. ممنوعيت خريد و فروش و نوشيدن مشروبات الکلي، رکود اقتصادي و جنگ‌هاي بزرگ، همه و همه به صورت مقطعي اثرگذار بودند. با آغاز قرن 20 اين تنوع و دگرگوني بيشتر هم شد ولي نکته اينجاست که در طول تاريخ شايد در بعضي مواقع کمرنگ شد ولي از بين نرفت. همواره هر نسلي به شيوه‌اي رسم و رسومات نسل قبلي را اجرا و يا تقليد کرد. دستورات غذايي همواره پيشرفت کرده و به داستان‌هاي مرتبط با هر غذا افزوده شد.

 

  آسياييهاي رنگارنگ

به هزاران مايل آن ورتر برويم و کمي هم به سفره‌هاي آسيايي‌ها سرک بکشيم. مردم ژاپن در چنين روزهايي طبق رسم قديمي و سنتي، نوعي نودل خاص با نام "توشيکوشي سوبا" را در سفره‌هايشان سرو مي‌کنند. معني تحت اللفظي اين غذا "بيرون کردن سال کهنه" مي‌شود. نکته بسيار جالبي در مورد اين غذا وجود دارد و آن اينست که در ايام ديگر سال نيز پخته مي‌شود اما نحوه خوردن آن در روز آغازين سال جديد فرق مي‌کند. همين تفاوت در خوردن، سنت قديمي ژاپني‌هاست. اين نودل به صورت رشته‌هاي دراز پخته مي‌شود و هر کس بتواند بدون جويدن و يا پاره کردن يک رشته، آن را تا آخر به صورت سالم قورت دهد، زندگي طولاني و پر از شانسي خواهد داشت.

در ژاپن علاوه بر دور هم بودن، يک نوع کيک خاص نيز پخته مي‌شود که کيک کريسمس ناميده مي‌شود. اين کيک کريسمس علاوه بر ژاپن در کشورهاي ديگر نيز مرسوم شده است. برخي اما از نام اين کيک ميوه‌اي هراس دارند. چرا که در ژاپن در گذشته‌هاي دور مرسوم بوده که زنان در سنين نوجواني و ابتداي جواني ازدواج کنند و اگر زني تا 25 سالگي ازدواج نمي‌کرد به او کيک کريسمس مي‌گفتند و او در ايام کريسمس از اين کيک‌ها نمي‌خورد. البته اکنون اين رسم و نامگذاري از بين رفته است زيرا اکثرا زنان ژاپني ديرتر از گذشته ازدواج مي‌کنند و کسي کيک کريسمس خطاب نمي‌شود.

در برخي کشورها تنها يک غذاي مخصوص براي کريسمس پخته مي‌شود در حاليکه در برخي کشورها تنوع غذايي رسم ديرينه‌ سفره‌ کريسمس و ايام تحويل سال است. در هند انواع غذاها از جمله مرغ بريان، کيک‌هاي ويژه، نوعي پودينگ برنجي به نام "خيير" سرو مي‌شود. بستني "ببينکا" نيز به عنوان دسر سرو مي‌شود. در هند مهم دور هم بودن و خوردن غذا به صورت دسته جمعي است.

 

  ته ماندههاي مقدس

در لبنان رسم جالبي وجود دارد. آنها غذاي مفصلي را در روز 24 دسامبر براي شام مي‌پزند و دور هم سرو مي‌کنند. اما نکته‌ جالبي که رسم اين کشور است، خوردن باقيمانده‌هاي اين غذا در روز بعد و در هنگام ناهار است. به عقيده‌ آنها اين باقيمانده‌ها مقدس هستند و خوش‌شانسي مي‌آورند.

در فيليپين هم رسمي جالب در شب کريسمس اجرا مي‌شود. آنها به طور خانوادگي دور هم جمع مي‌شوند و بايد غذا را همه با هم در همان روز درست کنند تا همه چيز تازه و خوشمزه باشد. به اين جمع آنها "جلسه‌ خروسي" گفته مي‌شود. افسانه‌ جلسه‌ خروسي به حدود 600 سال پيش برمي‌گردد، در سال 381 ميلادي زني به نام اِگريا در شب کريسمس به زيارت سرزمين مقدسي که در اطراف محل زندگي‌اش بود رفت. هنگامي که رسيد ديد کشيش‌هاي کليسا به طور شبانه و مخفيانه دور هم جمع شده و دعاهاي خاصي در گراميداشت کريسمس مي‌کنند. شب‌هاي بعد متوجه شد که آنها اين کار را تا لحظات نزديک صبح هنگامي که خروس‌ها شروع به قوقولي کردن مي‌کنند، ادامه مي‌دهند. وقتي برگشت داستان را براي همه تعريف کرد و از آن به بعد به آن مراسم جلسه‌ خروسي مي‌گويند. در سال‌هاي بعد به دليل شلوغي و ازدحام از برگزاري اين مراسم در کليسا جلوگيري به عمل آمد. اما از آن پس به ميهماني‌هايي که مردم در شب کريسمس دور هم جمع مي‌شوند و غذا مي‌خورند، جلسه‌ خروسي گفته مي‌شود.

غذا و آشپزي در گذشته صرفا براي سير کردن شکم و قوت يافتن براي کار و تلاش در ادامه‌ روز يا روز بعد بوده است. اما به مرور زمان به ابزاري براي دور هم جمع شدن و افزايش محبت و گراميداشت جشن‌هاي مختلف تبديل شده است.