پيمايش مسير زنجان تا ماسوله

 

آقا و خانم سفر

  محمد مشايخ و بيتا بحري

 

زماني که صحبت از پيمايش مسيرهاي کوهستاني مي‌شود، افراد زيادي دچار ترديد مي‌شوند که خُب وقتي که مي‌توان با انواع و اقسام وسايل نقليه اين مسير را به‌راحتي طي کرد و در کمال آرامش لذت برد چه کاري است که سختي پياده طي کردن آن را به جان بخريم. اما از ديدگاه ما طي کردن مسيرهاي کوهستاني زماني جذابيت بيشتري دارند که پياده‌روي را از نقطه‌اي شروع کنيم و از نقطه‌اي ديگر سر درآوريم و خاتمه دهيم و به همين دليل است که مقصد اين سفرمان مي‌شود پيمايش مسير کوهستاني آب‌بر تا ماسوله.

شهرستان آب‌بر واقع در استان زنجان و در فاصله 90 کيلومتري شمال شرقي شهر زنجان قرار گرفته است که ما تصميم داريم با پيمايش فراز و نشيب‌هاي کوهستاني البرز حدفاصل اين شهر را با عبور از دره‌ها و خط الراس‌ها و يال‌ها و روستاهاي کوهستاني طي کنيم و به روستاي زيباي ماسوله در استان گيلان برسيم.

با توجه به خطرات احتمالي که در پيمايش مسيرهاي کوهستاني وجود دارد معمولا اين گونه سفرها گروهي انجام مي‌شوند. ما هم بعد از چيدن تمام وسايل مورد نياز براي سه روز پيش روي‌مان از آب و غذا و ظروف و سرشعله براي آشپزي گرفته تا  کيسه خواب و چادر براي اقامت شبانه در کوله‌هايمان -که حالا ديگر وزن کمي هم ندارند- قبل از ظهر به همراه 12 نفر از همسفرانمان که از قبل براي اين سفر اعلام آمادگي کرده‌اند عازم سفر مي‌شويم. طبق برنامه‌ريزي قبلي پيمايش مسير اصلي را از فردا صبح شروع خواهيم کرد و امشب را قرار است در کنار درياچه کُردآباد بگذرانيم. اين منطقه از دو درياچه بزرگ و کوچک تشکيل شده که بر اثر زلزله سال1369 و ريزش کوه و در نتيجه بسته شدن مسير رودخانه ايجاد شده‌اند.

 به سمت شهرستان آب‌بر حرکت مي‌کنيم، نرسيده به اين شهر جاده انحرافي کنار روستاي کردآباد را در پيش مي‌گيريم و بعد از طي کردن حدود نيمي از مسير از جايي که امکان تردد وسيله نقليه ديگر وجود ندارد از ماشين خارج شده و همراه با کوله‌هايمان مابقي مسير را پياده ادامه مي‌دهيم. در ابتداي مسير بعد از گذر از کنار رودخانه و باغات زيتون بايد از شيب تندي بالا رويم که پر است از چشمه‌ها و آبشارهاي کوچکي که در مسير رود ايجاد شده‌اند و بعد از آن است که به درياچه اول مي‌رسيم، درياچه‌ايي با آب زلال و آبي و شفاف و البته با عمق نسبتا زياد که هر فردي را به پريدن در آن و آب تني دعوت مي‌کند که با وجود سنگ‌هاي تيز کوهي خالي از خطر هم نيست ولي چون هوا رو به تاريکي است و بايد محل مناسبي براي شب‌ماني پيدا کنيم از خير آن مي‌گذريم و از روي سنگ‌هاي بزرگي که در کنار درياچه قرار دارند و گذشتن از روي آنها هم کار چندان ساده‌اي نيست عبور مي‌کنيم تا به درياچه دوم مي‌رسيم. اين درياچه به نسبت کوچکتر از درياچه اول است و آب آن هم کدرتر، اما در کنار درياچه محل مناسبي براي برپايي چادرهايمان به چشم مي‌خورد. خودمان را به آنجا رسانده و هر کسي مشغول به کاري مي‌شود، يکي از خوبي سفرهاي گروهي همين است که هر کسي گوشه‌اي از کار را مي‌گيرد تا کمپ زودتر برپا شود. عده‌اي چادرها را برپا مي‌کنند و عده‌اي به‌دنبال هيزم و برپايي آتش و وقتي که همه چيز آماده شد شب‌نشيني در جوار طبيعت لذتي دارد تمام نشدني.

بعد از برپا کردن آتش و خوردن جوجه کباب ترشي که از پيش تهيه کرده بوديم و يک دمنوش دلچسب و گپ و گفت‌هاي دور آتش، نوبت مي‌رسد به آماده شدن براي استراحت و قبل از آن هم مسواک زدن. از آنجايي که در اين جور سفرها به علت محدوديتي که در حمل آب و ساير لوازم مورد نيازمان داريم، آب آشاميدني جايگاه ويژه‌اي براي خود دارد و در هر زمينه‌اي از آن استفاده نمي‌کنيم براي همين از رود کم آبي که در نزديکي چادرهايمان جريان دارد نهايت استفاده را برده و با ايجاد چاله کوچکي در مسير رود و از آب زلال جمع شده در آن براي مسواک زدن و شستن دست و رويمان استفاده مي‌کنيم، شايد آب تصفيه شده‌اي نباشد ولي خُب ما هم سفر مي‌کنيم تا از هر جور امکانات شهري فاصله بگيريم و تا مي‌توانيم از پتانسيل طبيعت استفاده کنيم. باد تندي که شروع به وزيدن مي‌کند ما را زودتر به داخل چادرهايمان مي‌برد. وزش شديد باد سقف چادر تا نزديکي صورتمان به پايين فشار مي‌دهد با اين حال خستگي به ما غلبه کرده و به خواب مي‌رويم.

صبح بعد از خوردن يک صبحانه مقوي و جمع کردن کمپ به سمت ماشين مي‌رويم تا خودمان را به اول مسير پياده روي‌مان برسانيم. به درياچه اول که مي‌رسيم افرادي از مردم محلي در درياچه مشغول آب تني و شنا هستند و از چهره‌هايشان کاملا معلوم است که چقدر دارد بهشان خوش مي‌گذرد، با ديدن اين صحنه است که چند نفر از اعضاي گروه ديگر توان مقاومت ندارند و با قول اينکه خودشان را سريع به گروه خواهند رساند به داخل آب مي‌پرند.

با رسيدن به ماشين و ملحق شدن ساير افراد گروه حرکت مي‌کنيم، بعد از چک کردن تمامي وسايل مورد نيازمان پيمايش را شروع مي‌کنيم. در ابتدا از دره‌اي نسبتا هموار و از کنار باغات شخصي مي‌گذريم. بعد از حدود يک ساعت بايد مسيرمان از روي دامنه کوهي با شيب تند ادامه دهيم. پيمودن اين مسير همراه با کوله‌هاي سنگين‌مان کار چندان راحتي نيست و در ميانه راه استراحت‌هاي کوتاه داريم تا نفسمان سر جايش بيايد. بعد از رسيدن به خط‌الراس وزش باد تندي که نشان از اختلاف دما بين دو اقليم است ما را هيجان‌زده مي‌کند و در آن با ديدن منظره درة پيش رو حس پرواز مي‌گيريم.

بعد از چندين ساعت پياده‌روي براي ناهار توقف مي‌کنيم. بعد از خوردن ناهار زيراندازهاي کيسه خواب‌مان را پهن مي‌کنيم و چند دقيقه‌اي چرتي کوتاه مي‌زنيم، حسابي بهمان مي‌چسبد و خستگي‌مان را در مي‌کند. بعد از حدود 7- 6 ساعت پياده‌روي بعد از ظهر به روستاي سياو مي‌رسيم، قرار است شب را در اين روستا بمانيم. در نزديکي چشمه پر آب مجاور روستا محل مناسبي براي کمپ امشب‌مان پيدا کرده و چادرهايمان را بر پا مي‌کنيم. روستا خلوت به نظر مي‌آيد طوري که حتي کسي براي سر و گوش دادن هم به ما سري نمي‌زند. ديري نمي‌گذرد که باران شروع به باريدن مي‌کند تا حدي که حتي ما را مجبور مي‌کند به داخل چادر رفته و همانجا سوپ داغي را که روي آتش براي شام درست کرده‌ايم بخوريم. تا صبح بي‌وقفه باران مي‌بارد و ما از آنجا که خيال‌مان از چادرمان جمع است همراه با صداي باران تا صبح راحت مي‌خوابيم.

صبح روز بعد باران قطع شده اما حرکت سريع ابرهاي بزرگ در آسمان نشان‌دهنده موقتي بودن آن است ما هم فرصت را از دست نداده و هر چه سريعتر وسايل‌مان را جمع مي‌کنيم و پيمايش‌مان را ادامه مي‌دهيم. چندي نمي‌گذرد که دوباره باران شروع به باريدن مي‌کند و ما هم ناگزير براي جلوگيري از خيس شدن هم خودمان و هم کوله‌هايمان، پانچوها را درآورده و به تن مي‌کنيم. با زياد شدن ارتفاع مه غليظي همه جا را مي‌گيرد و به همراه قطرات باراني که به صورت‌مان مي‌خورد ديدمان را کم مي‌کند، تمام اعضاي گروه در يک خط پشت سر جلودار گروه به فاصله کمي از يکديگر حرکت مي‌کنيم تا مبادا کسي از گروه جا بماند و مسير را گم کند.

در مسيرهاي پيمايشي معمولا هر50 دقيقه،10 دقيقه براي استراحت در نظر گرفته مي‌شود اما در اين شرايط آب و هوايي استراحت کردن هم کار آساني نيست، نه مي‌توانيم کوله‌هايمان را در بياوريم چون با درآوردن پانچو خودمان و کوله هر دو خيس مي‌شويم و پشت‌مان يخ مي‌کند و نه جايي براي نشستن پيدا مي‌کنيم چرا که همه جا خيس و گِل است. دوباره با رسيدن به خط‌الراس که به نظر مرز بين دو استان زنجان و گيلان هم است همه چيز تغيير مي‌کند. کم کم مسير سرازيري مي‌شود و وارد جنگل مي‌شويم همه جا در مه فرو رفته است شايد مناظر اطراف کم‌تر ديده شوند اما ديدن جنگل مه‌آلود براي خودش لذتي دارد وصف نشدني.

گل‌آلود بودن زمين باعث مي‌شود که هر چند دقيقه يکبار يکي از افراد گروه تعادل خود را از دست داده و سر بخورد تا به جايي مي‌رسيم که به علت شيب زياد برخي از افراد گروه از اين فرصت استفاده کرده و سرسره بازي خوبي مي‌کنند. در ميانه راه گوسفندسرايي همراه با تعداد زيادي گوسفند در آن به چشم مي‌خورد با پنج و شش سگ گله که از همان دور با ديدنمان شروع به واق واق کردن مي‌کنند و تا زماني که دور نشده‌ايم و خيالشان از اينکه کاري با گله‌شان نداريم راحت نشده به کارشان ادامه مي‌دهند. يکي دو ساعت که از ظهر گذشته در زير درختاني که با تاج پربرگشان کمي از شدت باران مي‌کاهند توقف مي‌کنيم تا هم کمي استراحت کرده و هم با خوردن ناهار تجديد قوا کنيم، در آن شرايط درست کردن غذاي گرم زياد راحت نيست اما با خوردن سوپ نودل داغ که حسابي هم با فلفل تند شده گرم مي‌شويم و با انرژي بيشتري به راهمان ادامه مي‌دهيم. جنگل مه‌آلود آنقدر زيباست که سختي‌هاي مسير هيچ کدام به چشم‌مان نمي‌آيد و به‌راستي بودن در طبيعت بکر و بي‌نظير به همه اين‌ها مي‌ارزد. از لابه لاي مسيرهاي مال رويي مي‌گذريم که دو طرفش پر شده از گل‌هاي بابونه و آبشاري که به علت مه غليظ فقط صداي آن را مي‌شنويم و وقتي جلوتر مي‌رويم چند دقيقه‌اي محو عظمت و زيبايي آن مي‌شويم.

ديگر هوا رو به تاريکيست که شنيده شدن صداي بوق ماشين‌ها خبر از نزديک شدن به روستاي ماسوله را دارد و ما هم خوشحال از اينکه به تاريکي شب نمي‌خوريم و به موقع به مقصدمان رسيده‌ايم. قدم‌هايمان را تندتر مي‌کنيم تا به ماسوله مي‌رسيم. جمعيت زيادي در حال گشت و گذار هستند و به گروه کوله به دوشي که تقريبا سرتا پا خيس و گلي‌اند با تعجب نگاه مي‌کنند. بعد از رسيدن به ماشين و پوشيدن يک دست لباس خشک و خوردن يک چاي داغ با شيريني محلي ماسوله عليرغم خستگي پياده‌روي 12 ساعته امروز همگي پر از انرژي طبيعت هستيم و زماني که ماشين شروع به حرکت مي‌کند، يکي يکي خواب دلچسبي به سراغمان مي‌آيد که تا تهران چيز زيادي از مسير برگشت نمي‌فهميم.

 

   تعاريف:

¾ ريال:  به محل برخورد در دامنه‌هاي شيب‌دار در بالاترين نقطه تماس (شيب محدب و برآمده بين 2 دره) يال گفته مي‌شود.

¾ خطالراس:  به خط اصلي بلندترين يال بين 2 قله (محل تقسيم آب) خط‌الراس گفته مي‌شود.

¾ دره:  به محل برخورد 2 دامنه شيب دار دره گفته مي‌شود.

¾ دامنه: زمين شيبدار؛ بخشي از بدنه کوه.

*لازم به ذکر است بعضي از عکس‌ها توسط همسفرانمان گرفته شده است.

ما را در اينستاگرام با آدرس زير دنبال کنيد:

https://www.instagram.com/mahmita_travelers/