پارادايم رفتاري ما در هتلـداري

 

  کروب رضايي

کارشناس گردشگري

 

از آنجا که جهان در گذر در ارتباط با بحران‌ها و چالش‌هاي متفاوت است، صنعت گردشگري هم مي‌تواند دستخوش فراز و فرودهاي متعددي گردد از اين رو پارادايم رفتاري ما در مواجهه با آن قابليت تحليل چند وجهي دارد.

پارادايم فکري‌اي که ما را به اينجا رسانده و با نظم سياسي‌مان گره خورده تاثير شديدي در اقتصادمان دارد که از بي‌نظمي حاد خود در رنج است، مثال بارز آن صنايع خودروسازي است که در رقابت با صنايع خودروسازي کشورهايي که حتي پس از ما آغاز به فعاليت نموده‌اند درگير مسايل کيفي و ايمني است. بي‌شک اين بي‌نظمي‌هاي اقتصادي ريشه در عواملي خاص دارند که موارد استراتژيکي، بومي‌گرايي صنايع و رويکردهاي مبتني بر معيشت خانواده در آن دخيل مي‌باشند.

اينجا زمان بي‌آنکه بهره چنداني براي فعالان گردشگري داشته باشد بي‌وقفه در حال گذر است و عايدي چنداني در مقايسه با همسايگان رقيب براي ما ندارد.

براي برون رفت از اين طرز نگرش و خروج از اين رفتار، تغيير در ساختار آموزشي و به‌روزرساني دانش و مهارت‌هاي آن و تغييرات بنيادين در نگرش مربيان، معلمان و مديراني که حالا داعيه کاريزماتيکي دارند تا آنجا که قداست تابو گونه آنها عاملي مخرب در تغيير رفتارهاي آوانگارد به حساب مي‌آيد.

تغيير در ساختار آموزشي و به‌روز رساني دانش و مهارت‌هاي آن و همچنين علومي که در خدمت صنايع جديد که پايگاه و بستر مناسبي در کارآفريني ما محسوب مي‌گردد در صنايع گردشگري و هتلداري از اهميت بسيار بالايي برخوردار مي‌باشد صنايع و علوم مرتبط با اين صنايع به علت سرو کار داشتن با منابع انساني و گردشگران داخلي و خارجي در هم آوردي و رقابت با ترازها و معيارهاي بين‌المللي مي‌بايست به‌صورت يک ارزش حرفه‌اي تلقي گردد وقتي دامنه تغيير در ساختار آموزشي وسيع‌تر گردد به اين نتيجه و بازخورد پي مي‌بريم که حضور در دوره‌هاي آموزشي کوتاه مدت کارگاهي چه در سطح داخلي چه در سطح خارجي دال بر مهندسي دانش‌هاي نوين هتلداري يا روياي موج‌سواري بر بازارهاي هدف گردشگري نمي‌تواند کسب مهارت قلمداد گردد، چه بسا هستند کساني که با فارغ‌التحصيلي از اين آموزشگاه‌ها و اخذ مجوزهاي مرتبط انگيزه ادامه طريق و کسب تجربه‌هاي عالي‌تر از آنها سلب مي‌شود و بسياري از نوجويان اين صنعت مدرن و پيشرفته در عنفوان رشد نگرشي وارونه و سيري سرطاني را طي نموده و پاي در باتلاق خيال استادي مي‌نهند و در راه مي‌مانند.

در همين راستا عده‌اي هم با صرف سرمايه‌هاي هنگفت گام در راه هتلداري و اين صنعت پيچيده مي‌گذارند و بي‌هيچ مطالعه‌اي تعريفي ساده اما سخيف از اين صنعت در مخيله خود مي‌پروراند که هتلداري تنها ارايه کليد و گذاردن بشقاب جلوي اولين مشتري است که قدم به لابي و رستوران مي‌گذارد و با اين طرز نگرش مديريت مالکانه را آغاز مي‌نمايند، اين تازه هتلداران گمان مي‌برند بازاريابي براي هتلي که آنها مديريت مالکانه‌اش را بر عهده گرفته‌اند امري پيش پا افتاده و سهل است.

با توجه به ابزارهاي مختلف به‌ويژه در دنياي مجازي عده‌اي به نحو بهينه‌اي در حال بهره‌مندي از اين ابزار پر قدرت هستند، مديران خبره و کارآزموده با شناخت روش‌هاي خريد و فروش و تصميم‌گيري، در ذهن مشتريان جرقه‌اي به سمت تعامل ايجاد کرده و به بازار هدف خود نزديک و نزديک‌تر مي‌شوند اين گروه از مديران با رعايت کوچک‌ترين مسايل بازاريابي از نوع پوشش و لباس، کيف و کفش، ساعت و نوع رنگ و مطابقت آنها با يکديگر تا لهجه و گويش و روابط اجتماعي و نحوه نشستن و مذاکره کردن و چگونگي آغاز اين گفتمان، براي همه و همه از قبل فکر کرده و براي رسيدن به نقطه شکوفايي به اين مهم نزديک مي‌شوند که مشتري آنها از کدام مسير و کدام منبع اقدام به خريد و رزرو محصول آنها خواهد نمود؟! اين مديران مي‌دانند که اين ابزار و اين امکانات شاه‌کليدهايي هستند که به اين قفل هزار توي به راحتي ورود خواهند کرد.

امروزه شبکه‌هاي اجتماعي که در دسترس عموم مردم مي‌باشد راهکاري بسيار مدرن و به روز و همچنين مهم براي تصميم‌سازي است و در نوع و نحوه خريد مشتريان تأثير چشمگيري دارد اما چگونگي بهره جستن از اين ابزارها خود مي‌تواند ريسکي دو طرفه به حساب آيد تا از آن سوي بام نيافتيم.

مديران (اعم از دولتي و خصوصي) که صنايع گردشگري و هتلداري موفقي دارند بي‌گمان از چندين روش و الگوي مشهور و عادات مرسوم بهره فراواني برده‌اند:

1. آنها ريسک‌پذير هستند و هرگز به دلهره و استرس کار اجازه رسوخ در افکار حرفه‌اي خود را نمي‌دهند.

2. کمتر سراغ عادات و رفتارهاي منسوخ و مکتب‌هايي که دل در گرو تقليدهاي کورکورانه دارند مي‌روند و بيشتر به سمت خلق شيوه‌هاي نوين و ابتکار و نوآوري‌هاي عامه‌پسند هستند.

3. بي‌گمان اين طيف از مديران پس از اينکه به خلق ايده‌اي نو دامن زدند و بابت اين ايده ساعت‌ها انديشه صرف نمودند در انتظار بازتاب شگرفي هستند که منجر به تحول و تغيير در کارشان خواهد شد.

4. هر جا گره‌اي را در کار مشاهده نمودند به دنبال کشف و ايجاد راهکاري جديد مي‌گردند.

5. همچون مديران سنتي، سخت‌گيري بيهوده ندارند و لکه کوچک بر پرده سفيد را ناديده انگاشته به نيمه پر ليوان توجه مي‌نمايند.