فصل خلوتي، هراسي سودآور

 

  حسن زارعي

مشاور و برنامه ريز ارشد هتلداري

 

چگونه ميتوان پذيرفت هتلداري نيز "صنعت" است در حاليکه قوانين رايج و حاکم بر آن ناديده گرفته ميشود و يا حداقل جدي گرفته نميشود؟ هتلداري در قالب صنعتي پيشرو و سودآور روز به روز در حال درنورديدن مرزها و نوآوريهاي جديد است و همين فرامرزي و يا حتي بدون مرز بودن اين صنعت انطباقپذيري و الگوپذيري را عليرغم تصور همگان پيچيدهتر مينمايد. هتلداري به دليل ذات خدماتي بودن هم خود ذاتا قابليت توسعه و ارائه دارد و هم الزامات ذاتي و حياتي آن. براي مثال صنعت هتلداري متفاوت از صنايع الکترونيک مانند تلويزيون و کامپيوتر و تلفن همراه است. در چنين صنايع مصرفي و کالايي ميتوان کالا را در مکاني توليد نمود و در مکان و يا کشوري ديگر با خصوصيات جغرافيايي متفاوت عرضه و يا مصرف نمود. صنايع مصرفي اين چنيني را ميتوان در مکاني توليد نمود و در مکان متفاوت ديگر مصرف نمود. اما هتلداري و روحيات صنعتي تشکيلدهنده آن از اين قاعده کاملا متمايز و متفاوت است. هتلداري هم خودش است يعني ذات دروني و تشکيلدهنده خدماتياش و هم قواعد پذيرفته شده حاکم بر آن. منظور از اين قواعد پذيرفته شده و حاکم بر صنعت هتلداري چيست؟ خيلي سريع ميتوان به اصل موضوع پرداخت که همان بررسي زواياي فصل خلوتي  و راهکارهاي عملياتي است. بديهي است اولين چيزي که به ذهن خطور ميکند سياستهاي تخفيفي از سوي هتل جهت تشويق مسافران و ايجاد انگيزه سفر است. اما آيا اين تمام راهحل است؟ اصلا چنين صورت مسئلهايي بدين شکل در هتلداري مدرن وجود دارد؟

 

هتلداري در ايران در دهه اخير با شتاب زيادي در حال توسعه بوده است و بي‌انصافي است اگر اين توسعه را به يکي دو سال اخير و توافقات هسته‌ايي نسبت دهيم. هرچند توافق اخير تاثير بسيار مثبتي در سرعت بخشي به اين روند رشد داشته است، اما دست کم فعالان و متخصصين حوزه گردشگري بر اين امر صحه مي‌گذارند که روند پرشتاب توسعه گردشگري ايران از ابتداي قرن بيست و يکم و همزمان با معطوف شدن نگاه‌ها به خاورميانه به عنوان کانون سفر در عرصه جهاني آغاز گرديد. حضور موفق کشورهاي آسياي شرقي مانند اندونزي و مالزي در نمايشگاه‌هاي معتبر جهاني سبب شد تا آسيا به عنوان مقصدي جديد معرفي گردد. جهت‌گيري‌هاي سياسي و اقتصادي اصل بنيادين در توسعه هر صنعت و به خصوص صنعت گردشگري است و هدف اين نوشتار پرداخت به زواياي سياسي تاثير برجام در گردشگري نيست. اما تقسيم نمودن روند توسعه گردشگري کشور به قبل و پس از توافق هسته‌ايي کمي دور از واقعيت به نظر مي‌رسد. توسعه گردشگري در کشور با توجه به تنش‌هاي ايجاد شده در کشورهاي همسايه از عراق و افغانستان و سوريه گرفته تا ترکيه و حتي مصر، همزمان شد با معطوف شدن نگاه برنامه‌ريزان سفر و توراپراتورها به ايران به عنوان مقصدي امن و در دسترس. سال طلايي و بالاترين رکورد سالانه يکي از ايرلاين‌هاي داخلي در مقصدهاي ورودي و خروجي در سال 2010 و اوج تحريم‌ها بوده است. همين ايرلاين نيز به نقل از يکي از مديران ارشد آن در سال‌هاي اوج تحريم نمونه‌هاي مشابه هواپيمايي که اخيرا وارد کشور گرديد را در تعداد چند فروند خريداري و بدون پوشش رسانه‌ايي وارد کشور نموده است که با کنترل سال توليد و سال ورود آن هواپيماها به ايران به راحتي مي‌توان صحت منبع خبر را بررسي نمود. بنابراين جهت‌گيري‌هاي جهاني گردشگري مرزها را در مي‌نورد و به مسير خود ادامه مي‌دهد؛ هرچند نقش صلح و ارتباطات در توسعه آن نقشي اساسي ايفا مي‌نمايد.

آنچه در تمام اين مدت حتي از سوي برخي کارشناسان و نخبگان گردشگري بعضا ناديده گرفته شده است کلي‌نگري و اجتناب از بررسي دقيق تمام زواياي صنعت گردشگري بوده است. براي مثال علم روز هتلداري و تطبيق با دانش روز در قالب استفاده از تجربيات مشترک و يا مشاهدات عيني چيزي فراتر و مجزا از توسعه زيرساخت‌هاي گردشگري است. متاسفانه در سال‌هاي اخير بهانه‌ايي تحت عنوان تحريم و يا ارتباطات نامناسب سياسي و اقتصادي سبب گرديده است تا بخش اعظم ضعف و کاستي هتل‌ها و يا صنعت گردشگري به آن نسبت داده شود. در سال‌هايي که به نوعي سايه و وحشت تحريم‌ها بر گردشگري ايران بوده است، ميزان تاثير واقعي آن چقدر بوده است؟

بديهي است کاهش چشمگيري در بخش تورهاي ورودي به ايران و به ويژه شهرهاي کليدي همچون يزد، شيراز و اصفهان رخ داده است. اما نگاهي دقيق‌تر به آمارهاي ميداني و واقعي نشان مي‌دهد در خوش‌بينانه‌ترين تنها 500 هزار نفر گردشگر در سال و در بهترين شرايط اقتصادي از طريق تورگردانان کليدي و مطرح ايران وارد کشور شده‌اند که اغلب اين گردشگران تنها از شهرهاي مطرح و به نوعي مثلث طلايي گردشگري که از سه شهر بالا تشکيل مي‌شود بازديد نموده‌اند. با توجه به آمار رسمي اعلام  شده از سوي سازمان جهاني گردشگري WTO که تمامي مفاهيم و اصول بنيادي تعريف گردشگري و مبناي شمارش را رعايت نموده است تعداد گردشگر ورودي به ايران در سال 2014، تعداد 4.967 ميليون نفر اعلام شده است. در شرايطي که تنها 500 هزار نفر در خوش‌بينانه‌ترين حالت (آمار واقعي اين بخش نزديک به 250 هزار نفر مي‌باشد) از اين طريق وارد کشور شده‌اند، آمار 4 ميليون نفر گردشگر ديگر داراي چه معنايي مي‌باشد و در چه زمان و از چه طريقي وارد کشور شده‌اند؟

ايران کشوري پهناور و داراي پتانسيل‌هاي بالا است که هرگز برنامه‌ايي دقيق و موشکافانه جهت توسعه تمامي قابليت‌هاي آن تدارک ديده نشده است. به همان ميزان که تمامي انتقادها به متمرکز بودن اقتصاد کشور مبتني بر نفت و خام فروشي صنايع نفتي و معدني بوده است همين انتقادها متوجه فعالان گردشگري مي‌تواند باشد که تمامي تمرکز بر تهران پايتخت و شهرهاي سه گانه مثلث طلايي و گاها شهرهاي در مسير اين شهرها مانند کاشان  بوده است. بعضا افرادي که خود بر طبل تغيير نگاه و رويکرد از نفت محوري به گردشگري محوري مي‌کوبند خود به نوعي غافل از برنامه‌ريزي گردشگري براي تمامي داشته ايران و پتانسيل‌هاي موجود مي‌باشند. در دل اين تمرکز بر مثلث طلايي هم بخش اعظم تمرکز بر فصل‌هاي شلوغي (فروردين، ارديبهشت، مهر و آبان) بوده است. در شرايط فعلي تمام برنامه‌ريزي مسئولين و توراپراتورهاي جريان‌ساز بر شهرهاي کليدي و جاافتاده ايران در برنامه سفر به خصوص در فصول ياد شده است. سهم بازار در اين بخش داراي محدوديت‌هاي مي‌باشد که حتي در صورت توسعه ظرفيت‌هاي گردشگري در نقاط ياد شده در نهايت محدوديت‌ها و مشکلات وجود خواهد داشت. در واقع توسعه ظرفيت‌هاي گردشگري در اين شهرها ناشي از برنامه‌ريزي مشخصي نبوده است و تنها بنا به درخواست تورگردانان و برنامه‌ريزان سفر در خارج از کشور که تصميمات نهايي توسط آنها گرفته مي‌شود انجام شده است.

در شرايط فعلي گردشگري ايران و اين صنعت ملي نوپا نيازمند نگاهي موشکافانه و قبل از هر چيز برنامه‌ريزي دقيق و مکتوب است. مبحثي مانند فصل‌بندي و فصل شلوغي و فصل خلوتي و ساير مواردي از اين دست جزئياتي بسيار بسيار کوچک در دل اين برنامه مکتوب و دقيق است. نقش هوش و ذکاوت در توسعه هر نوع صنعت معمولا پس از پشتکار و برنامه‌ريزي تعريف مي‌شود و اين دومي از اهميتي صدچندان برخوردار است. کمتر کسي است که در اين گفته شک داشته باشد که رشد بي‌نظير کشورهاي آسياي شرقي در ورزش‌هاي گروهي و به‌ويژه فوتبال بيشتر ناشي از برنامه‌ريزي دقيق متخصصان بوده است تا بهره‌گيري از هوش و استعداد. در هتلداري مدرن نيز استخدام افراد بر اساس تست هوش و استعداد انجام نمي‌شود بلکه افرادي در اولويت هستند که قابليت انطباق‌پذيري با ساختارها و قدرت برنامه‌ريزي سازماني داشته باشند.

همه اين گفتارها و مقدمه طولاني بستري بود تا به اين نکته بپردازيم که فصل خلوتي و شلوغي در عرصه گردشگري ما تنيده در نگاهي عادت زده و کليشه‌ايي بوده است. فصول خلوتي و شلوغي خود درگير نگاه‌ها و برنامه‌ريزي‌ها فصلي بوده است. در فصل شلوغي تورگردانان از کمبود اتاق مي‌نالند و در فصل خلوتي هتلداران از کمبود مسافر. اگر اين تمام واقعيت باشد ناچاريم به راه‌حل هميشگي عدم تخفيف در ايام شلوغي و تخفيف‌هاي ويژه و گاها تا 50 درصد در فصل خلوتي متوسل گرديم. آيا اين تاکتيک و اين راه‌حل تاکنون پاسخ داده است؟ 

مهم‌ترين نکته در پرداختن به راهکارهاي حفظ درآمد مستمر هتل در فصل خلوتي پرهيز از به‌کارگيري آني سياست‌هاي تخفيفي است و اين همان نکته‌اي است که آغاز ورود به هتلداري مدرن و هوشمندانه است.

ادامه دارد..