نــوروز، نو شدن طبيعت و جهان با هم

 

  احسان محمد حسيني

دانشجوي دکتراي باستانشناسي

در فرهنگهاي مختلف ملل شاهد وجود آيينهاي مرتبط با سال نو هستيم و هر فرهنگي به نوبه خود، سال جديد را محاسبه کرده و جشن ميگيرد؛ جشن سال نوي چيني، مسيحي، قمري و ... هر کدام به نوبه خود داراي مفاهيم ارزشمند و زيبايي هستند در اين ميان اما کمتر سنت مرتبط با نو شدن سال را ميتوان به پر مفهومي و جذابيت نوروز دانست که گوئي طبيعت و جهان نيز همه در کنار يکديکر از خواب  برخاسته و نو ميشوند.

نوروز، از جشنهاي باستاني ايرانيان است که امروزه در محدوده جغرافيايي ايران فرهنگي يعني در کشورهاي ايران، آذربايجان، افغانستان، تاجيکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقيزستان،  قزاقستان و بخشهاي کردنشين کشورهاي عراق و ترکيه و سوريه، در روز اول فروردين (21 مارس) هر سال برگزار ميشود. برگزاري جشن نوروز همچنين در زنگبار واقع در آفريقاي شرقي که در قديم سکونتگاه ايرانيان مهاجر بوده رواج دارد.

تعريف درست نوروز نخستين روز سال در تقويم ايراني است يعني يکم فروردين ماه و يا روز اورمزد از ماه فروردين. لحظه آغاز نوروز درست يک لحظه تقويمي است. لحظه تحويل سال يک واقعه يا لحظه طبيعي است و زمان آن مي‌تواند ساعت‌ها با لحظه آغازين روز يکم فروردين فاصله داشته باشد. بنابراين، لحظه تحويل سال در سراسر جهان يکيست، ولي لحظه آغاز نوروز (يکم فروردين) نسبي است، نسبت به خط استاندارد زمان بين‌المللي که سابقا به خط گرينويچ مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همين نام مي‌شناسند.

به باور زرتشت، ماه فروردين (نخستين ماه گاهشماري خورشيدي ايرانيان) به فره وشي (سرزندگي) اشاره دارد که دنياي مادي را در آخرين روزهاي سال دچار دگرگوني مي‌کند. بنابراين، زرتشتيان، ده روز را براي اينکه روح نياکان خود را شاد کنند، گرامي مي‎دارند. ممکن است اين سنت که، برخي پيش از نوروز به گورستان‌ها مي‌روند، ريشه در اين باور داشته باشد. يک روايت در مورد خاستگاه نوروز اين است که در اين روز کيا خسرو، پسر پرويز بردينا، به تخت سلطنت نشست و ايرانشهر را به اوج شکوفايي خود رساند.

روايت ديگر اين است که در اين روز ويژه (يکم فروردين)، جمشيد، پادشاه پيشدادي، بر روي تخت طلايي نشسته بود در حاليکه مردم او را روي شانه‏هاي خود حمل مي‏کردند. آنها پرتوهاي خورشيد را بر روي پادشاه ديدند و آن روز را جشن گرفتند.

مطابق برخي از اسناد، جشن عمومي نوروز تا پنجمين روز فروردين برپا مي‌‏شد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شايد بتوان گفت، در پنج روز اول فروردين جشن نوروز جنبه ملي و عمومي بود، در حاليکه طي باقيمانده ماه، هنگامي ‏که پادشاهان مردم عادي را به دربار شاهنشاهي مي‏پذيرفتند، جنبه خصوصي و سلطنتي داشت.

جزئيات چگونگي اين جشن تا پيش از دوره هخامنشيان بر ما پوشيده است. در اوستا نيز هيچ اشاره‌اي به اين جشن نشده است. همچنين از ديد مذهب و باورهاي ديني ايرانيان باستان در ارتباط با اين جشن اطلاعاتي در دست نيست. اگرچه مطالبي کلي در تعداد اندکي از کتاب‌هاي نوشته شده در روزگار ساسانيان درباره جشن نوروز وجود دارد.

با استناد بر نوشته‌هاي بابلي‌ها، شاهان هخامنشي در طول جشن نوروز در ايوان کاخ خود نشسته و نمايندگاني را از استان‌هاي گوناکون که پيشکش‌هايي نفيس همراه خود براي شاهان آورده بودند مي‌‌‌پذيرفتند. همچنين پارتيان و ساسانيان همه ساله نوروز را با برپايي مراسم و تشريفات خاصي جشن مي‌‌گرفتند. صبح نوروز شاه جامه ويژه خود را پوشيده و به تنهايي وارد کاخ مي‌‌‌شد. سپس کسي که به خوش‌قدمي شناخته شده بود وارد مي‌‌شد و سپس والامقام‌ترين موبد در حاليکه همراه خود فنجان، حلقه و سکه‌هايي همه از جنس زر، شمشير، تير و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حين زمزمه دعا وارد کاخ مي‌‌شد. پس از موبد بزرگ، ماموران حکومت در صفي منظم وارد کاخ شده و هداياي خود را تقديم شاه مي‌‌کردند. شاه پيشکش‌هاي نفيس را به خزانه فرستاده و باقي هدايا را ميان حاضران پخش مي‌‌کرد.

25 روز مانده به نوروز، 12 ستون با آجرهاي گلي در محوطه کاخ برپا شده، و 12 نوع دانه گياه مختلف بر بالاي هريک از آنها کاشته مي‌‌شد. در روز ششم نوروز، گياهان تازه روييده شده بر بالاي ستون‌ها را برداشته و آنها را کف کاخ مي‌‌پاشيدند و تا روز 16 فروردين که به آن روز مهر مي‌‌گفتند، آنها را برنمي‌داشتند.

روشن کردن آتش هنگام عصر يکي ديگر از رسومي بود که بين مردم در نوروز عموميت داشت. ريشه مراسم روشن کردن آتش توسط ايرانيان در آخرين چهارشنبه سال نيز به همين عمل ايرانيان باستان بازمي‌گردد. ايرانيان باستان به آتش احترام مي‌‌گذاشتند. آن زمان عقيده بر اين بود که آتش موجب تصفيه هوا مي‌شود.

در نخستين بامداد نوروز، مردم روي يکديگر آب مي‌‌پاشيدند. پس از گرويدن به اسلام نيز اين رسم به جا مانده است با اين تفاوت که به جاي آب از گلاب استفاده مي‌شود. از ديگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هديه کردن شکر به يکديگر در روز ششم فروردين بود. و يکي از باشکوه‌ترين سنت‌ها نيز سبز کردن دانه گياه در يک ظرف است که به آن "سبزه" گويند.

جشن نوروز، تازه و نو شدن زمين در يکم فروردين فرهوران گذشتگان به زمين مي‌آيند تا از بازماندگان خود ديدن کنند. آنها از خوشبختي آنها شاد و از افسردگي آنها افسرده خواهند شد.

خانه‌تکاني، چيدن خوان هفت سين نماد هفت امشاسپندان يا سپندان و ديد و بازديد از کارهايي است در نوروز و پيش از آن انجام مي‌شود. خوان هفت سين در زمان گذشته: روي يک سفره پاک بدون لکه: آئينه، گلاب، ظرفي پر از آب که برگ‌هاي آويشن در آن مي‌انداختند، انار يا سيب، چند سکه، آتشدان براي بخور دادن، کتاب اوستا و گلداني پر از گل و شاخه‌هاي درخت و برگ‌هاي همچون انگور، سرو و کاج تازه و شيريني و آجيل، شربت، انواع سبزي خوردني و خوراکي و ماست و پنير و ظرف‌هائي از گندم و جو و ارزن، ماشه، برنج و لوبيا که غذاي اصلي مردم را در ازاي سال درست مي‌کند روي خوان نوروزي مي‌گذاشتند.

در موقع تحويل سال اهل خانه دور خوان نوروزي مي‌نشستند و در زمان تحويل سال، سال را با خواندن اوستا و سرودهاي مقدس گات‌ها آغاز مي‌کردند. سپس تحويل سال نو را به هم شاد باش مي‌گفتند و روبوسي مي‌کردند. يکي ديگر از مراسم جشن نوروز پاشيدن برگ آويشن در جلوي خانه است که نشان‌دهنده مراسم نوروزي در خانه است.

خارج از بحث اساطيري و پادشاهان کياني روايت شده در شاهنامه، برگزاري نوروز در دنياي باستان را مي‌توان به صورت رسمي در دوران حکومت هخامنشيان مشاهده کرد. در اين زمان، شاهد شکل‌گيري امپراتوري بزرگي هستيم که بر بيشترين بخش‌هاي دنياي متمدن زمان خود حکومت مي‌کرد. توصيفي که داريوش بر روي ديواره کاخش در شوش حدود سال 521 ق م نوشت، پهناوري و ثروتمندي امپراتوري هخامنشي را بازگو مي‌کند:  

«اين کاخي است که در شوش برپا ساختم. زيور آن از راه دور آورده شد ... زمين به طرف پائين کنده شد و... خشت‌هاي ماليده شده که آفتاب آنها را خشک کرد، مردم بابل اين کار را کردند ... الوار کاج ... از { لبنان} آورده شد ... مردمان آشور، آن را تا بابل آوردند. از بابل، کاريياي‌ها و يوناني‌ها تا شوش آوردند. چوب ياکو از گنداره {در هند} و کرمان آورده شد. طلا از سارد و بلخ آورده شد. سنگ قيمتي لاجوردي و عقيق شنگرف که در اينجا به کار رفته، از سغد آورده شد. سنگ قيمتي فيروزه که در اينجا به کار رفته از خوارزم آورده شد. نقره و چوب آبنوس از مصر آورده شد. زيورهايي که ديوار با آن مزين گشت از يونيا آورده شد. عاجي که در اينجا به کار رفته از حبشه .. آورده شد.

ستون‌هاي سنگي که در اينجا به کار رفته از ايلام آورده شد. حجاران که سنگ را اينجا به کار بردند از يونان و سارد بودند. زرگران که طلاکاري مي‌کردند از مادها و مصريان بودند. مرداني که آجر پخته به کار مي‌بردند، بابلي‌ها بودند ...  

همانطور که شاهد هستيد، بسياري از تمدن‌هاي باستاني جز امپراتوري هخامنشي محسوب مي‌شدند که هر يک پيش از اين داراي تقويم خاص خود بودند. بايد در نظر داشت که داشتن يک تقويم و زمانبندي فصل‌ها براي انسان آن روزگار که اقتصادي مبتني بر معيشت کشاورزي داشت، امري مهم محسوب شده و امروزه شاهد هستيم تقريبا بيشتر تمدن‌هاي باستاني داراي تقويم خاص خود بوده و برخي از آنها از الگوي تغييرات ماه براي اين تقسيم‌بندي استفاده کرده و برخي ديگر اساس تقويم خود را بر پايه تغييرات زمين نسبت به محور خورشيد قرار دادند. تقويم‌هاي مصري، چيني، هندي، تايلندي، اينکاها در آمريکاي جنوبي و بعدها تقويم ميلادي و قمري و ... هر يک نمونه‌اي از اين دست هستند. در اين ميان اما تقويم ايراني که مبتني بر تغييرات وضعي زمين نسبت به خورشيد است، حکايت ويژه‌اي دارد. ايرانيان باستان اساس سال نوي خود را بر پايه محسوس‌ترين تغييرات طبيعت انتخاب کردند و زمانيکه طبيعت دوباره تولد يافته و شکوفا مي‌شود، سال نوي ايراني نيز آغاز شده و شايد اين موضوع مهم‌ترين تفاوت تقويم ايراني با ساير ملل باستاني باشد.

در منابع زرتشتي اشارات فراواني به پيشينه اين موضوع شده است اما اطلاعات تاريخي نشانگر اين است که در دوره هخامنشي اصول تقويم نگاري مصري توسط ايرانيان اقتباس شده و ماه معادل با ماه توت مصري به عنوان آغاز سال شناخته شد. البته ايرانيان در اين ميان تقليدکننده صرف نبوده و تغييرات بسياري در اين تقويم به وجود آوردند و به آن رنگ و بوي ايراني بخشيدند. در تقويم مصري آغاز سال در روز ابتداي پائيز بود اما ايرانيان آن را به  آغاز بهار منتقل کردند و آنگاه براي تثبيت اين تقويم و جلوگيري از تغيير روز نخست سال، با ايجاد سال کبيسه نوروز را در نخستين روز بهار ثابت نگه داشتند. حمزه بن اصفهاني به استناد خداي‌نامه مي‌نويسد: «آغاز سال ايراني زرتشتي با اولين فروردين ماه به آغاز خلقت منسوب است زيرا خلقت در روز هرمزد از ماه فروردين در نقطه اعتدال ربيعي بوده است.»

البته برخي از منابع نيز اشاره مي‌کنند که در ابتدا؛ آغاز سال ايراني در ماه دي بوده و به دليل نبودن سال کبيسه، رفته رفته اين آغاز سال به ابتداي فروردين رسيد و در اين دوره که مقارن با اصلاحات داريوش بزرگ هخامنشي است، وي ابتداي بهار را به عنوان نخستين روز سال برگزيد.

حال پيشينه اين تقويم‌نگاري مبتني بر روح طبيعت هر کدام از اين روايات که باشد، از اهميت و زيبائي آين موضوع نکاسته و امروز شاهد هستيم که درست با آغاز نخستين روز از فصل بهار که به طور محسوسي مي‌توان تغييرات را در طبيعت مشاهده نمود، نوروز ايراني آغاز مي‌شود. به طور معمول در فرهنگ ايراني براي برگزاري اين جشن آداب و رسومي پيش از فرارسيدن آن انجام شده و سپس جشن نورز که 12 روز به طول مي‌انجامد فرا رسيده و مراسمي نيز در به پايان رساندن جشن برگزار مي‌شود که در مجموع مي‌توان گفت بيش از يک ماه را در بر مي‌گيرد.